شيخ ذبيح الله محلاتى

330

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و ذنابيه را رسم چنان بود كه خود در ميان سپاه و صفوف حاضر مىشد و خودى با جواهر شاداب مرصع كرده بود بر سر مىگذاشت و زرهى كه مرصع بلعل بود مىپوشيد و طوقى از زر به گردن مىافكند و آستينهاى خود را تا مرفق بالا مىزد و در ميان لشكر همانند سرو عبور مىكرد و گشاده‌رو سخن مىگفت و لشكريان را دل مىداد و قانون جنگ مىآموخت و خود آمر و ناهى بود و هرگاه آتش جنگ بالا مىگرفت خود در جنگ سبقت از ديگران مىگرفت و بسا بود كه منازل عديده را پياده طى مسافت مىكرد تا سپاهيان دل قوى كنند و او را متابعت فرمايند و بسيار وقت ناخوانده بمجالس بزرگان درگاه درمىآمد و با ايشان خوش مىگفت و خوش مىخنديد تا فريفته اخلاق او باشند چون كار مصر را به نظام كرد به طرف روم حمله كرد و هر دو لشكر درهم افتادند و مرد و مركب به خاك هلاك انداخته‌اند بالاخره لشكر ذنابيه شكست خورد و هزيمت شد ذنابيه بقلعه‌اى پناه برد و برج و باروى او را استوار كرده و چون از دست قيصر عاجز شد از شاپور ذو الاكتاف استمداد كرد شاپور لشكرى بمدد او فرستاد ولى در بين راه سردار آنها جان بداد لشكر متفرق شد ناچار ذنابيه محصور بماند سردار لشكر قيصر به ديوان‌خانه نامه كرد كه شما گمان مىكنيد مرا بجنگ زنى فرستاده‌ايد هزار مرد با اين زن نبرد نتواند كرد اكنون‌كه در ميان شهر خويش محصور است گرداگرد شهر خود را از پس هم سه چوب بس كرده و بدستيارى منجنيق آتش مصنوعى از آن چوب‌بس در ميان لشكر ما مىافكند چنان كه لشكريان با دهشت تمام روز بشام مىبرند بالاخره ذنابيه چون ديد ذو الاكتاف لشكر او نرسيد از ظفر مأيوس شد در وقت فرصت فرار كرد تا بيست فرسخ عنان نكشيد بالاخره اسير شد او را بنزد قيصر آوردند لشكر روم چندان در كار ذنابيه زحمت ديده بودند كه بىاجازه قيصر خواسته‌اند او را بقتل رسانند سپهسالار لشكر مانع گرديد چون او را نزد قيصر حاضر ساخته‌اند با وى خطاب